برایر رز تامبلر

جمعه 29 دی 1396 04:39 ب.ظ

The writer: ✦Ƥᴀɴᴛᴇᴀ Aιтcнιѕση✧
ღBriar Rose Tumblr
ღمِردِ *** تامبلر!ای بالاییکو و پایینیکوღ
ღکلمه مِرِد *** هسن راستیღ
ღراستی یه روزی بود نیوشا گفتღ
ღمو یه شبی خواب بودوم یه دفعه یه مِردِهღ
ღ***ی اومد بالای سروم راستی یهღ
ღخاطره ای در مورد نیوشا یادم اومد نمیدونمღ
ღتاحالا تعریف کرده بودم یا نه؟ولیღ
ღخب اگه تو پستای قبلی گفته بودم یعنی بازمღ
ღمیگم خب یه شبی نیوشا دید همه جاღ
ღتاریکه و جلوش یه چیزی مثله کوهه بعدشღ
ღسرشو گرفت بالا دید مامانشون و منصور کمربندیღ
ღدارن طاهره رو از وسط له میکننD=تو موقعشღ
ღهم کلمه خودت بدنشونه بدست آورده بودღ

ღراستی امروز بهتون گفتم نیوشا کیهღ
ღطاهره هم امروز گفتم باربی و سالی و غیرهღ
ღخو دارم پستای قبلی رو ویرایش میدمღ



Comments: نظرات
Last edit: جمعه 29 دی 1396 04:55 ب.ظ