فروزن تامبلر ایکونز

جمعه 12 آبان 1396 06:10 ب.ظ

نویسنده: ✦ᴘᴀɴᴛᴇᴀ ᴀɪᴛᴄʜɪsᴏɴ✧
☆راستی تا پایینی رو دیدم یاده یه چیزی افتادم که☆
☆مامان ملیسا2 اند پرنیا بهشون میگفت:تام☆
☆اند آنجلا بعدش یه چیزی بود به☆
☆ملیسا2 گفت خودت اون بهش گفت:مو خروم☆
☆بعدش دهنش رو یه جوری کرد☆
☆اگه بخواین عکسش رو میدم ولی فقط به☆
☆کسایی که میشناسمشون میدم و
☆اونایی که قابل خودت هستن و به من☆
☆وفادارن راستی تا حرفم رو☆
☆گفتم یاده خودم سلطان افتادم چقدر حلیمه☆
☆و خودت هاش میگفت:بنده☆
☆وفادار کوسمـــــــــــــــــــــــــــــــــ:/☆

☆:////////////////

☆دهنشو:))))))))))))

☆داره سعی میکنه که....مهم نیست

☆آنای فروزن فیور

☆یه ایکون صورتی و سیاه و سفید از السا:/



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 12 آبان 1396 06:21 ب.ظ