مالیون

جمعه 12 آبان 1396 04:18 ب.ظ

äæíÓäÏå : •Ƥσηтє σ•
♯میخوام یه چیزی بگم یه روزی بود♯
♯پرنیا و ملیسا2 اومده بودن خونمون بعدش♯
♯بهم گفتن میخواستن برن بیرون دور♯
♯بزنن بعدش یکی به مامانشون یه چیزی♯
♯گفته بوده یادم نمیاد چی بود ولی♯
♯هرچی باشه درمورد فرزندش بود بعدش♯
♯مامانشون بهش گفت خفه شو♯
♯بی تربیت ر......دم تو دهنتون بعدش گفت♯
♯فحش نده راستی یاده یه چیزی♯
♯افتادم که ملیسا2 و پرنیا با مامانشون قهر♯
♯کرده بودن بعدش مامانشون بهشون♯
♯گفت:اخییی گربه سیاه ای دوسته مونه♯
♯بعدش گفتن اسمش چیه گفت:♯
♯پیشی چشم چیشی♯



ÏíϐÇå åÇ : نظرات
ÂÎÑíä æíÑÇíÔ: جمعه 12 آبان 1396 04:23 ب.ظ



ÇÈÒÇÑ åÏÇíÊ Èå ÈÇáÇí ÕÝÍå